قصه نقل دارد
اینک شهرزاد این دیار
هزارو یک شب قصه ،نقل دارد 
تورابارها خوانده اند
مرا یکشب هم نشنیده اند
آسمان شهر ما آماسیده
غصه داردازقصه های مانده بغض گلو
الماس نگاهش هزارویک شب قصه را وانهاد
پلک هایش سپیده را تاب آورد تاآفتاب نگاهش درخشید
اما قصه هایش آفتاب را تاپایان پایید ناگفته ، همخانه خورشید ماند
آی شهرزاد قصه گوی گذشته های دیر
قصه ی هزارو یک شب نگفته ما،تو بشنو
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۳۹ ب.ظ توسط
|